محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى
81
مجربات اكبرى ( فارسى )
ديگر ؛ بيخ زقوم « 1 » پاره پاره كرده در روغن انداخته در گوش چكانند درد كه به سبب سردى باشد ، دفع نمايد . دوائى عجيب براى درد گوش : ماهى تازه بالاى آتش دارند تا روغن از وى جدا گردد و آن روغن ، سه بامداد در گوش اندازند كه انفع التدابير است . ديگر ؛ جهت كرى گوش چند روز متواتر گيرد و شير بچكانند . ديگر ؛ ناسور گوش و بر آمدن ريم را نافع باشد ، گهونگه خرد جاندار پاؤ آثار در كهرل باريك بسايند و همچند وى روغن سرشف آميزند و چهار چند هر دو يعنى ؛ دو آثار آب اندازند و بپزند تا روغن بماند و هر روز چند قطره در گوش چكانند و اگر گهونگه مذكور در روغن مذبور به غير از آب بريان كنند و به كار برند همين عمل كند و آنجا كه روغن سرشف بهم نرسد روغن كنجد عوض وى كنند . ديگر كه چرك گوش را دور كند : كهرنج با آب بسايند و دو سه قطره در گوش چكانند . باب در ادويهء قلبيه بدان كه دل رئيس الاعضاست ، در ماده وى هيچ وجه تمهل و اين است و تدارك امراض وى در كتب طب مشروحاً بيان يافته ، دوائى چند در اينجا نيز گفته مىشود .
--> ( 1 ) - زقوم : از اشجار است و حجازى و شامى مىباشد . حجازى او به قدر قامتى و برگش از برگ انار عريضتر و با تشريف و گلش در اطراف شاخههاى او به هيئت ياسمين و زرد و ثمرش سياه رنگ و شبيه به هليله و در جوف او دانهاى مثل كنجد وجود دارد و اين نوع را برگ و بار تازهء او جهت جراحات تازه نافع و قوى القبض و رادع است و درخت نوع شامى بزرگتر از حجازى و خاردار و گلش زرد و ثمرش از هليله بزرگتر و رسيدهء او شيرين بى مزه و با عفوصت و مغثّى است و در دوم گرم و خشك و محلّل رياح و جالى و رافع آثار است . ( تحفه )